ورود ثبت

ورود به حساب کاربری خود

نام كاربري *
رمز عبور *
من را به خاطر داشته باش

ساخت يك حساب كاربري

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده مورد نیاز است.
نام *
نام كاربري *
رمز عبور *
تكرار رمز عبور *
ايميل *
تكرار ايميل *
كپچا *

دیرینه تاریخی بالاجاده

پرداختن به تاریخ محلی دشوار است به خصوص اگر هیچ سند کتبی هم در اختیار نباشد ا آن جا که اطلاق تاریخ بر واقعیات گذشته است و شناخت واقعیات نیز با استناد بر اسناد ، کتب و ماندگارهای تاریخی ممکن است ، ضرورت استناد به اسناد و ماندگارها و کتب و اسناد و ... از بدیهیات می باشد . در سیر تاریخ نویسی ایرانیان ، البته به تاریخ نویسی محلی هم پرداخته می شد . ...

پرداختن به تاریخ محلی دشوار است به خصوص اگر هیچ سند کتبی هم در اختیار نباشد ا آن جا که اطلاق تاریخ بر واقعیات گذشته است و شناخت واقعیات نیز با استناد بر اسناد ، کتب و ماندگارهای تاریخی ممکن است ، ضرورت استناد به اسناد و ماندگارها و کتب و اسناد و ... از بدیهیات می باشد . در سیر تاریخ نویسی ایرانیان ، البته به تاریخ نویسی محلی هم پرداخته می شد . بسیاری از منابع تاریخی ایران پس از اسلام ، تواریخ محلی است که علاوه بر روشن کردن تاریخ منطقه ای خاص ، از وضعیت عمومی تاریخ ایران نیز آگاهایی هایی به دست می دهد؛ همانند : تاریخ طبرستان ، ابن اسفندیار / تاریخ طبرستان ورویان و مازندران ، میر ظهیرالدین مرعشی / تاریخ رویان ، اولیاء اله آملی / تاریخ بیهقی ، ابن فندق / تاریخ بخارا ، ابوبکر ، نرخشی / شیخ علی گیلانی ، تاریخ مازندران / تاریخ خاندان مرعشی ، مازندران ، میر تیمور مرعشی / فارس نامه ، ابن بلخی / تریخ قم ، حسن بن محمد بن حسن قمی / تاریخ قم ، محمد حسی ناصر الشریعی قمی / تاریخ کرمان ، محمد بن ابراهیم / و...

امروزه تاریخ نویسی محلی نه تنها خود را حفظ کرده بلکه بر اهمیت آن نیز ، افزوده شده است زیرا آگاهی بر بسیاری از جریانات تواریخ محلی در نوشته های تاریخ نویسان عمومی ، به آسانی به دست نمی دهد از این رو تحقیق و جستجو درباره احوال مردمان گذشته بسیاری از نقاط ، به دلیل عدم توجه مورخین به جریانات کوچک و محلی کاری دشوار است .

در نوشتن تاریخ بالاجاده نیز همانند سایر تواریخ محلی ناشناخته ، کمبود یا عدم منابع پیش رو است . بنابراین آثار و بقایای مانده از دوران های پیشین همانند : ویرانه های قلاع ، برج ها، سفالینه ها ، آثار شیشه ای ، و شفاهیات که در بسیاری از دوران ها ، به دلیل عدم دسترسی به منابع کتبی ، از منابع مهم شمرده می شد به کار تاریخ نویس می آید . آنچه از اسناد و منابع کتبی در رابطه با « بالاجاده » به دست آمده مربوط به دوران حکومت قاجار ها و پس از آن است و از دوران پیش از قاجارها ، سند کتبی و منبع و ماخذ ی که درباره بالاجاده ، آگاهی به دست داده باشد، به طور آشکار موجود نبوده تنها سنگ قبری از قرن هفتم ه-ق به دست آمده که پیشینه این محل را تا حدی روشن می کند . به جز آن ، تنها با آثار قلاع تخریب شده ، تپه های تاریخی ، سفالینه ها ، موقعیت جغرافیایی منطقه و دیگر آثار و بقایای که حاکی از سکونت انسانها ی پیشین در این منطقه بوده است می توان گوشه هایی از تاریخ پرفراز و نشیب مردمان این منطقه را دانست . اما آیا در گذشته های دور ، سکونت گاه این مردم در جای کنونی بوده یا بنا به عللی به مناطق مختلفی نقل مکان می کردند. گبران شهر بانکلاته(بانوکلاته ) ، قصر کشه ريال تارستان ، کانه خل (کهنه آبادی ) ، سورم سرا، تاق بن، بالده و ... و بالاجاده سکونت گاه این مردم بوده است . آن چه روشن است این است که جایگاه مردم بالاجاده کنونی در گذشته های دور در جای کنونی نبوده و هر از گاهی بنا به سببی خواه ستیزها و لشگر کشی ها و یا شیوع بیماری های واگیر همانند : حصبه ، وبا و ... اسباب انتقال مردم به مکان جدید فراهم می شده است ، یک چند در آن جا مستقر گشته و باز عاملی آنان را از آن نقطه کوچانده به جای دیگر می کشناد .
آنچه یقین است این می باشد که واژه « بالاجاده » از زمانی کاربرد پیدا کرده که جاده ای در شمال محل کشیده شد و این همان راه شاه عباسی است که در زمان شاه عباس اول صفوی و به نام او رد سرتاسر مازندران و گرگان و بیشتر مناطق ایران کشیده شد . شاه عباس پس از سرکوبی دشمنان خارجی خود ( ازبکان و عثمانین ) و برقراری امنیت داخلی برای احیای بازرگانی و تسهیل آمد و سد کاروان های تجاری و ... در بیشتر مناطق ایران دستور ساخت جاده سنگ فرشی را داد که به جاده شاه عباس یا راه شاه عباس موسوم شد و هنوز هم بقایای آن به همین نام نامیده می شود. در گذشته بالاجاده از سه راه به راه شاه عباسی که تنها جاده و مهم ترین آن از عصر صفوی بوده مرتبط می شد.یکی از شمال شرقی و غرب «سبزه پوش» یکی از راه چاله باغ و سومی،جاده کنونی که در زمان پهلوی اول احداث و در پس از انقلاب در سال 1366 خورشیدی با همیاری مردم آسفالت شد.قدیمی تر از این راه ها،راه باستانی بود که از جنوب کردکوی و از ناحیه گبران شهر و بانکلا از زیر تپه سزدار به طرف شرق می رفت وپس از دور زدن یال سبزه پوش به طرف میاندره می رفت.راه های مالروی بالاجاده هم یکی راه بالاجاده تا درازنو بود که مسیر های مختلف آن در جای دیگر آمده است دیگر کامشی راه (راه کومش یا قومس) که مردم این خطه را با قومس قدیم و استان سمنان امروزی پیوند می داد.

از آن جا که احداث جاده در آن زمان مهم ترین کار بوده، محلی ( بالده/ بالاده ) را که در بالای جاده شاه عباسی قرار گرفته بود بالاجاده نامیدند.آثار و علایم بالاجاده پیشین را در اطراف آن باید جستجو کرد، ویرانه های آثاری که در اطراف محل کنونی اعم از قبرستان های قدیم، راه ها، سفالینه ها، بقایای دژهای دفاعی، تپه های تاریخی، قصر، معبد و ... به چشم می خورد حاکی از زندگی پدران ما در این اماکن بوده است و از روی شواهد و قراین تا حدودی می توان تاریخ آن را بازگو کرد. از شیوه های دفاعی، نوع معیشت، هنر سفالگری، شیشه گری و ...پیدایی نام بالده ( بالاده ) و گاهی در دست نوشته ها ، بلده کوه ( بالاده کوه ) به میانه ی قرن 3 هه بر می گردد چرا که مردمان جنوبی خزر را که در دامنه ها و کوهپایه ها می زیستند به جهت استقرار در مکان بلند و مرتفع ، مردمان بالا دست و بالا نشین گویند و نام بالده بدین منظور آمده است . مردم بالده هرگز نتوانستند رونق گذشته ی خود را باز یابند و چون کورسویی سعی در روشن ماندن خود داشتند اما طولی نکشید که با استقرار امنیت در راه ها و اقتدار دولت و رونق شهرها و روستاها ، مردمان متواری در کوهستان ها به مرور به سوی زادگاهشان سرازیر شدند و در دهنه ی بالاده ( بالده ) اسکان گرفتند .حضور فعال و زنده مردمان مهربان و مهمان نواز سبب مهجرت طوایف و اقوام زیادی به این دیار شده که البته این روند هنوز کما بیش ادامه دارد . حرکت مردمان این دیار به سمت شمال در گذشته بر حسب موقعیت و امنیت موجود در منطقه تند و کند می شده است مقارن حمله ای ویرانگر مغو ل ها به ایران با استناد به بعضی یافته ها حضور گروهی مشخصی از مردمان این دیار شناسایی شده است . و طبق همین سند این گروه قدیمی ترین طایفه شناخته شده ی محل هستند که هنوز بازماندگان آن ها به عنوان اولین طایفه ، بخشی از مردم زحمتکش ما را تشکیل می دهند . و این همان طایفه مهدیان ، می باشد . این مطلب به استناد سنگ قبری است متعلق به یکی از بزرگان آن طایفه در قرن هفتم هه که حدود نیم قرن قبل در یکی از قبرستان های قدیمی منطقه کشف شده است. در جستجو نگارندگان درباره ی سنگ قبر این آگاهی به دست آمد که دو نفر در حین آب دادن زمین در منطقه ی لرگی ( در شمال آبادی در کنار رودخانه ی شرقی ) این سنگ را یافته اند که البته دو برابرسنگ کنونی بوده وبه علت سنگین بودن آن را شکسته بار الاغ کرده به محل آوردند.وبرخی از افراد با سواد محل آن را خواندند.

این سنگ ، سنگ قبر شخصی به نام ((ملک گشتاسف)) از طایفه ی مهدیان می باشد .عبارات روی سنگ این چنین است:

انتقا ... الا فنا ء

الی دار البقا ء الوتوفی السعید المحروم

المعفور ملک ملک الا مرا ... الا کابر سیف ...

ملک گشتا سف بن المغفور المغفور المبرور

ملک معظم مجتبی ... ملک شمس الدین

مهدیان طاب ثراه ... فی اوایل جمادی الاول

فی تاریخ سنه ثلث خمسین و ستمائه

این قدیم ترین سند نوشتاری است که درباره ی بالاجاده به دست آمده است با این حال مکان اولیه این گروه روشن نیست آن چه ساخوردگان محلی گفته اند: حاکی از آن است که اینان ابتدا در محلی به نام کرکه سور karkesor در حوالی ییلاق درازنو بوده و سپس جایی که بعدها به نام خودشان یعنی مهدییان لیلم lilem معروف شد مستقر شدند پس از آن به بالده ( بالاده ) آمده و در نهایت رد قسمت جنوب غربی بالا جاده ی امروزی ساکن شدند . عده ای از آنها به خارج از آبادی رفته ودر روستاها و شهرهای دیگر ساکن شدند که رحیمی های النگ ، صباغ در کردکوی و شاید مهدیانیان بهشهر از همین طایفه باشند .برخی گویند مهدییان های بالاجاده از محل کانه خل (= کهنه آبادی ) که در منطقه قصر کشه واقع است به بالاجاده آمده اند .این طایفه به مرور زمان بر اثر زاد و ولد گسترش پیدا کرده و خود به سه طایفه :1- مهدیان 2- حشمتی 3 - منتظری تقسیم شدند.

در دوران صفویه ، با ایجاد ثبات سیاسی در کشور و عمران و آبادانی و ساخت جاده ها ، مساجد ، گرمابه ها ، کاروان سراها و ... در مسیر راه ها و در نهایت ایجاد راه سنگفرش شاه عباسی در منطقه مورد نظر ، مردم برای اسکان به سوی قسمت شمالی ترغیب شدند. با استقرار جاده ی شاه عباسی در شمال ، بالاده یا بالده به بالاجاده تغییر نام پیدا کرد .طبیعی است که ایجاد جاده در شمال آبادی ( راه شاه عباسی ) ، موقعیت تجاری منطقه را تغییر داد . از آن پس بسیاری از دستاورد های هنری مردمانی به آسانی به مناطق اطراف از جمله : استراباد .... صادر می شد . و کالاهای مورد نیاز از شهر زودتر به آبادی می رسید . به جهت سیاسی نیز ، موقعیت منطقه در مراقبت بیشر حاکمان استراباد قرار می گرفت و دستیابی حاکمان و نظامیان به جهت سرکوب اغتشاشات احتمالی آسان تر می شد.

پس از مهدییان و قاجارها ، چندین طوایف بزرگ و کوچک دیگر از روزگاران گذشته در این آبادی ماوا گزیدند که زمان تقدم و تاخر برخی و مهاجرت آنها به این محل برای ما چندان روشن نیست از جمله ی این طوایف ، طایفه یی به نام « رایجی » می باشد . یکی از طوایف بزرگ یانی سری است. اصلیت این گروه همان گونه که از نامش پیداست ، از یانه سر هزارجریب می باشد. به روایتی هم از خانواده های قدیم منطقه ی سوادکوه هستند که در زمان های پیشتر به هزارجریب مهاجرت کرده اند. آن چه پیداست اینان در اوایل دوره ی قاجار، در این منطقه مسکن داشتند و نیای بزرگ اینان سرکرده ی کردکوی (کرد محله) در زمان پادشاهی آقا محمد خان قاجار بود.

 

منبع:

  • 1قائمی، کریم الله، قائمی، مرحوم جمشید، سورم سرا، انتشارات فکرت، چاپ اول، 1378، فصل اول

نوشتن دیدگاه

1- لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
2- نظراتی را که حاوی توهین یا خلاف قوانین اجتماعی و اخلاقیست، منتشر نخواهد شد.

* نكته: نظرات اعضاي سايت كه به حسابشان وارد شده باشند، بدون نياز به تاييد منتشر خواهد شد.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لینکستان