ورود ثبت

ورود به حساب کاربری خود

نام كاربري *
رمز عبور *
من را به خاطر داشته باش

ساخت يك حساب كاربري

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده مورد نیاز است.
نام *
نام كاربري *
رمز عبور *
تكرار رمز عبور *
ايميل *
تكرار ايميل *
كپچا *

تاریخچه بالاجاده

تاريخچه روستاى بالاجاده : روستاى بالاجاده يكى از قديمترين روستاهاى اطراف شهرستان كردكوى مى‏باشد و آنطور كه پيداست سابقه‏اى بيش از 745 سال را دارد. تاریخچه اين روستا به 2 روايت نقل شده است:

تاريخچه روستاى بالاجاده : روستاى بالاجاده يكى از قديمترين روستاهاى اطراف شهرستان كردكوى مى‏باشد و آنطور كه پيداست سابقه‏اى بيش از 745 سال را دارد. تاریخچه اين روستا به 2 روايت نقل شده است:

روايت اول تا دوم به شرح زير می‏باشد.

  1. 3 شخص از 3 طائفه به نام بهرام ،مهديان و اسبو «هزارجریبی»
  2. مهديانها

نقل شماره يك: اين 3 شخص از روستاهای پشت كوه به بالاجاده آمده‏اند و به نقلی برادر بودند و از روستاهای هزارجريب كه در نزديكی رادكان بود به اين مكان آمده‏اند و در ناحيه بالاده «جنوب بالاجاده کنونی» و در كنار چشمه معروف به نام «بادو» مسكن گزيدند و طی مراحل مختلف و ازدياد نسل تبديل به طائفه شده و روستا را به وجود آوردند. اين 3 طائفه يك روستا به نام بالاجاده را تشكيل دادند و بعد از دهها سال آن روستا به عوامل طبيعی و مصنوعی نظير بيماری و ... به مناطق پايين ترى انتقال يافت و در مكان فعلی روستا بالاجاده روستای ديگری را پديد آوردند چون. در قديم عوامل بيماری زای واگيردار چون سل، وبا و غيره فراوان يافت می شد، گاه باعث مرگ و میر بسياری از مردم می شد ، مردم جهت مبارزه با آن به صورت گروهی و يا طائفه‏ای به مكانی ديگر مهاجرت می‏ كردند. اطراف روستی خود چند خانوار با هم زندگی می ‏كردند. نمونه هايى از آن توسط مردم در مدتها بعد اكتشاف شده. يكى در ناحيه جنوب غربى روستاى بالاجاده به نام كالنور كه در ابتداى جنگل بوده گروهی از مردم زندگی می كردند و دلايل آن هم وجود پى، ديوار، حمام مخروبه (تا چند سال قبل هم وجود داشت).

ناحيه ديگرى در جنوب شرقى روستای قلندرايش به نام «تنديرسرى» است. وجود تنورهاى خانگى كه جهت پخت نان و غذا استفاده می ‏كردند كشف شد «و هنوز نيز شواهد و نواحی ديگرى كه از قبرستانى اطراف روستا پيداست كه مدتى مردم در آنجا زندگی می ‏كردند». پس روستاى بالاجاده از مكان اوليه خود که در كنار چشمه خروشان «بادو» وجود داشت به چند كيلومتر پايين تر(شمال) انتقال يافت و با وجود همان طائفه و طائفه‏هاى ديگرى كه مهاجرت كردند روستاى بزرگى چون بالاجاده را به وجود آورد و چون بالاى خط سراسرى «جاده شاه عباس» قرار داشت بالاجاده نام گرفت.

ساكنان اصلى اين روستا را طائفه‏اى به نام مهديان و اسبو به وجود آوردند و بعد از آنها طائفه‏ هاى چون بهرامها، سياه‏ها كه احتمالاً از نسل مغول هستند. اوغوانها كه بر اثر مهاجرت از ديار ديگر به اين روستا آمده‏اند و اين روستا را گسترش داده‏اند.

نقل شماره دو: مهديانها جزء اولين كسانى هستند كه به بالاجاده آمده‏اند و اين روستا رابه وجود آوردند و تاريخ چند صد ساله دارند. قبل از سال 1357 بود كه شخصى در بالاجاده فوت مى ‏كند و او را به قبرستانى بالاجاده «تاق مام = تاق امام» و نام ديگرى كه بر سر زبانها جارى «قورسر» است می ‏برند كه دفنش كنند و عده‏اى هم در حال كندن قبر بودند كه ناگهان سنگ نوشته «كنده» شده نظر آنها را به خود جلب كرد و آن سنگ را از دل خاك به بيرون آوردند. مرحوم احمد على هزارجربيى كه در آن هنگام در آنجا حضور داشت به شخصى كه از روستاى مجاور براى مراسم دفن آمده بود گفت سنگ نوشته را بخوان و بعد از خواندن گفت نوشته است «ملك گشتاسب مهديان به تاريخ 653 هجرى قمرى» (که برابر است به سال634 هجرى شمسى) و اگر آن را تا سال 1390 مقايسه كنيم كه چند سال از آن زمان می ‏گذرد در می یابیم كه 756 سال از آن دوران گذشته و ما به اين نتيجه مى رسيم كه در سال 634 هجرى شمسى در اين روستا مهديانها زندگى مى كردند. همين طور كه گفته شده مهديانها بيش از 756 سال در روستاى بالاجاده قدمت و يا سكونت دارند و بعد از اينكه روستاى بالاجاده توسط مهديانها بنا شد كم كم عده آنها و مردم بيشتر مى شد و از هر دهى مردم به اين روستا نقل مكان مى كردند و بعد از به وجود آمدن روستاى بالاجاده آن هم توسط مهديانها ديگر ساكنين اين روستا از روستاهاى هم جوار به بالاجاده آمده‏اند. تحقيقات نشان داد كه ملك كشتاسب مهديان قبل از سال 634 هجرى شمسى كدخداى بالاجاده بود.

البته هر دو روايت درست است. روايت اول نقل اين را مى كند كه مردم اين روستا در سالهاى خيلى قديم در چند نقطه بالاجاده زندگى مى كردند و علت جا بجائى آنها به خاطر بيماريهاى واگير مانند سل، وبا و غيره يافت مى شد كه زندگى آنها را تهديد مى كرد. آنها از مكان اوليه خود به مكان ديگرى مهاجرت مى كردند. اين روايت علت جابجايى و بيمارى كه گفته شده صحيح مى باشد ولى 3 شخص از 3 طائفه احتمال خيلى ضعيفى از به وجود آوردن بالاجاده مى باشد.

روايت دوم در مورد مهديانها که اين طائفه اولین ساکنان روستاى بالاجاده هستند و سنگ قبر به تاريخ 653 هجرى قمرى بدست آمد، حكايت از آن را مى كند كه در آن سالها مردمانى ازاين طائفه (سنگ قبر ملك گشتاسب مهديان) در اين روستا اولين كسانى بودند كه زندگى مى كردند .

طائفه‏هاى معروف روستاى بالاجاده :

بهراميها : جزء اولين ساكنان روستا به شمار مى روند كه همراه طائفه اسبوه و مهديانها به اين روستا آمده‏اند و حال به عنوان يكى از بزرگترين طائفه‏ها به شمار مى رود و قريب 150 خانوار را همين گروه تشكيل مى دهند و داراى سطع زندگى نسبتا خوبى هستند و بزرگان آنها اهل علم و معرفت بودند . كتابهاى زير در مورد بهراميان «بهرامى» چنين می ‏نويسد: بهرامى منسوب به بهرام ، ابوالحسن على سرخسى از شاعران عصر اول غزنوى بود ايشان در علوم ادبى ماهر و معروف بود كتابهاى نام برده را می ‏توان «غايه العروضين يا غايه العروضيين ، كنزالقافيه و خجسته نامه نام برد وفاتش ظاهرا در اوايل قرن پنجم اتفاق افتاده است. شاعران همچون فردوسى و خاقانى در مورد بهرامى چنين گفتند:

كجا آن بزرگان ساسانيان / زبهراميان و زاشكانيان .

فردوسى شاه مشرق آفتاب گوهر بهراميان / صبح عدل از مشرق آن خاندان انگيخته

پشت صفت بهراميان بسته غلام راميان / در خانه اسلاميان عدل تو معمار آمده

خاقانى اسماعيل عمادالملك تفرشى «در سال 1326 هجرى شمسى مطابق با 1366 هجرى قمرى فوت كردند» ايشان برادر دكتر ابوالحسن خان و پدر عبدا... بهرامى و فضل ا... بهرامى از رجال دوره رضا شاه پهلوى بوده است. كتاب مازندران و استرآباد در مورد عده‏اى از طائفه‏ها چنين نوشته است: استندار جلال الدوله اسكندر 731 ـ 761 بسيارى از سكنه قزوين و همچنين عده كثيرى از ايلات ترك مانند تبكى ، قپچان ، خرلاش ، (بهرامان) ، قرابوقا، قولى ، تيمور، سرتيزى ، ساروتى ترخانى (اعقاب حكام ترخان) و ميران را به رى و شهريار كوچ داد . در سال 809 هجرى ميرزاعمر 2000 خانواده مغول را از رى به مازندران آورد ولى مثل اينست كه تمام اين ايلات جزء سكنه اصلى محلى شده‏اند . همين طور كه گفته شده بهرامان احتمالاً ترك بودند و بعد از اين جريانات به استان طبرستان آمده‏اند. ناگفته نماند عده‏اى از بهرامیان در استان قزوين به نام بهرامى نيا و در استان خرم آباد هم به نام بهرامى، عده زيادى هستند و اين دسته در استان طبرستان كه به دو استان مازندران و گلستان تقسيم شدند سكونت دارند كه عده‏اى از آنها در سارى و روستاها و يا شهرهايش هستند و دسته ديگر در استان گلستان و در دو روستا به نام‏هاى للدوين كه نصير «نصيرى» از آن روستا مهاجرت كرده ، و ديگرى در روستاى بالاجاده سكونت دارند كه اينها گفته شده در حال حاضر جزء سكنه اصلى به حساب مى آیند.

مهديانها : كه از روستاهاى پشت كوه نظير هزارجريب و ديگر روستا به اين محل آمدند و در اصل اولين ساكنان اين روستا به شمار مى رود و قبيله‏هاى متعددى چون مهديان «مهديانى» نورمحمديها و زمانيها و غيره را به وجود آوردند و قريب 70 خانوار را تشكيل مى دهند. مهديانها علاوه بر تشكيل 3 قبيله و به وجود آوردنده بالاجاده بودند به 3 طائفه مانند مهديانى . حشمتى و منتظرى هم تقسيم شدند .

اسبوه: يك طائفه نسبتا بزرگى در روستا هستند كه در مشرق روستا بيشتر زندگى مى كند و قبيله‏هايى چون هزارجربيى. فرخيها و مهدوها را به وجود آوردند . 3 طائفه‏اى كه نام آنها برده شده طائفه‏هاى معروف و يا بزرگ بالاجاده است مهديانها و اسبوها هر كدام به چند طائفه تقسيم شدند كه نام آنها هم برده شد ولى از بهراميها يك طائفه به وجود آمد آن هم غلام رضا بهرامى كه فاميلى خود را يزدى گرفت و فقط اين يك شخص از طائفه بهراميها جدا شد و ديگر بهراميها همچون فاميلى به نام بهرامى در بالاجاده هستند . به جزء اين 3 طائفه كه هر كدام بعد از به وجود آمدن بالاجاده كه همين طور گفته شده به چند طائفه ديگر تقسيم شدند و ديگر ساكنين اين روستا مهاجر هستند و بعضى از آنها كه جزء اين طائفه‏ها شدند بعد از به وجود آوردن اين 3 طائفه به اين روستا نقل مكان كردند كه بعضى از آنها از روستاهاى هم جوار و بعضی‏ها هم از روستاى پشت كوه به بالاجاده آمدند . به طور مثال نصير بهرامى از روستاى للدوين از توابع گرگان به بالاجاده مهاجرت كرد و در اين روستا تشكيل زندگى داد. يك نمونه از هزارجریبي ها كه فاميلى خود را تغیير داد به شرح زير مى باشد:

شاطر فرخى و حاج عباس هزارجربيى با همديگر پسر عمو بودند شاطر فاميلى خود را از هزارجربيى به فرخى تغیير داد ولى حاج عباس فاميلى خود را تغیير نداد. علتى كه به بعضى از هزارجریبي ها اسبو مى گويند اين است، دهى در همان منطقه هزارجريب به همين نام است و بعد از آمدن مهاجرين هزارجريب به منطقه گلستان دهى در همين استان و در جنوب جاده شاه عباس به نام اسبو محله است و از گفته‏ هاى بدست آمده بيشترين و يا طائفه بزرگتر اين روستا هزارجریبي ها هستند. مهاجرت مردم روستاهاى هزارجريب در دوران رضاخان و يا قبل از آن بيشتر صورت گرفت كه در روستاهاى استان گلستان و مازندران محل اقامت دائمى خود قرار دادند از جمله روستاها و شهرهاى بالاجاده، خراب شهر، النگ، اسبومحله و از شهرهای گرگان، كردكوى و از استان مازندران سارى، بهشهر و قائمشهر و... زندگى مى كنند.

منابع:

(1)مصاحبه با مرحوم استاد احمدعلی هزار جریبی

(2) کتاب سورم سرا

(3)لغتنامه دهخدا

(4)فرهنگ معین

(5)کتاب مازندران و استرآباد نوشته رابینو(ص230)

نوشتن دیدگاه

1- لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
2- نظراتی را که حاوی توهین یا خلاف قوانین اجتماعی و اخلاقیست، منتشر نخواهد شد.

* نكته: نظرات اعضاي سايت كه به حسابشان وارد شده باشند، بدون نياز به تاييد منتشر خواهد شد.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لینکستان