ورود ثبت

ورود به حساب کاربری خود

نام كاربري *
رمز عبور *
من را به خاطر داشته باش

ساخت يك حساب كاربري

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده مورد نیاز است.
نام *
نام كاربري *
رمز عبور *
تكرار رمز عبور *
ايميل *
تكرار ايميل *
كپچا *

تاسيس شناسنامه (سجل) و پل عباس آباد

 يكى از سالمندان روستاى بالاجاده(مرحوم استاد احمدعلی هزار جریبی) كه خود شخصا با ايشان گفتگو داشتم چنين گفت سوال اولم در مورد «سجل» شناسنامه بود كه در آن دوران قديم فاميلى مردم را چطور گذاشتن. مرحوم استاد احمد على هزارجربيى گفت من تقريباً 7 يا  8 سال سن داشتم كه يك مأمور از شهر به بالاجاده و به منزل «حبيب الله زمانى كه معروف به كربلائى ملا»بود آمد و مردم دسته به دسته به منزلش مى آمدند و از طرفى عده‏اى هم از منزلش خارج مى شدند و من از شخصى كه در آنجا بود سوال كردم كه اينجا مردم دارند چه كار مى كنند و آن شخص در جواب به من گفت دارند سجل مى گيرند.

 يكى از سالمندان روستاى بالاجاده(مرحوم استاد احمدعلی هزار جریبی) كه خود شخصا با ايشان گفتگو داشتم چنين گفت سوال اولم در مورد «سجل» شناسنامه بود كه در آن دوران قديم فاميلى مردم را چطور گذاشتن. مرحوم استاد احمد على هزارجربيى گفت من تقريباً 7 يا  8 سال سن داشتم كه يك مأمور از شهر به بالاجاده و به منزل «حبيب الله زمانى كه معروف به كربلائى ملا»بود آمد و مردم دسته به دسته به منزلش مى آمدند و از طرفى عده‏اى هم از منزلش خارج مى شدند و من از شخصى كه در آنجا بود سوال كردم كه اينجا مردم دارند چه كار مى كنند و آن شخص در جواب به من گفت دارند سجل مى گيرند.

مأموري كه از گرگان به بالاجاده آمده بود در بالاى مجلس و در كنار چراغعلى نشست و هر دسته‏اى از مردم در كنارى نشسته بودند و آن مأمور به چراغعلى گفت كه فاميلى اينها را چه بگذارم مثال مى گفت اين دسته را هزارجریبى و دسته ديگرى را بهرامى بگذار . قبل از سال 1307 در ايران شناسنامه‏اى نبود و بعد از آن دوره مردم ايران شناسنامه گرفتند كه قبل از آن فاميلى طائفه‏اى بود و در همان سال 1307 در شهرها و روستاهاى ايران شناسنامه بنيانگذارى شد. از جمله استرآباد و روستاهاى اطراف آن. احمد على هزارجريبى يك نمونه از آن فاميلى را مثال زد و گفت رمضان كلاخى در گوشه‏اى از آن اتاق نشسته بود و آن مأمور به چراغ على گفت فاميلى او را چه بگذارم ايشان گفت كلاخى. مأمور گفت چرا گفت چون ايشان كلوخ زمينها را خرد مى كند . علت گذاشتن فاميلى كلاخى اين بود كه در زمان قديم مردم زمين خود را با ادواتی ابتدایی و با کمک گاو شخم مى كردند. آن هم 3 بار مثل حالا نبود كه با تراكتور شخم كرده و بعد از آن دیسک بزنند و محصول بكارند. ولى در آن دوران با گاو و اسب زمين را شخم كرده و بعد از 3 بار و بار چهارم خاك هائى كه مثل سنگ، بزرگ و سفت بودند (کلوخ) را با تيشه خرد مى كردند و تقريبا مثل آرد مى شد و بعد از آن بذر را روى زمين مى ريختند و بعد از چند روزى بذرها از دل خاك شروع به رويش مى كردند و رمضان كلاخى هم روى زمين خاك را خرد مى كرد كه آن را «كلوخ» مى گفتند و اين طور شد كه مأمور، فاميلى ايشان را كلاخى گذاشت . احمد على هزارجربيى گفت پلى كه در شمال شرقى بالاجاده و در جنوب روستاى چهارده و در جاده شاه عباس قديم قرار دارد يادم مى آيد كه چند هزار اهاك(آهک) و كاه «كاه = كمل» آوردند و كاه را ابتدا آتش دادند و خاكستر آن را با تخم مرغ و اهاك تركيب كرده و با چوب بزرگ آن را مى كوبيدند و بعد شروع به ساختن آن پل شدند و بعد از مدتى آن پل تمام شد و حال سالهاست كه از درست كردن آن پل مى گذرد .

.: در آینده ای نزدیک با اضافه شدن مطالب تکمیلی در مورد نحوه ی انتخاب فامیلی ها، این پست را کامل و جامع تر بخوانید. ضمناً اگر در این مورد اطلاعاتی دارید در اختیار ما قرار دهید تا با نام خودتان در سایت منتشرشود :.

نوشتن دیدگاه

1- لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
2- نظراتی را که حاوی توهین یا خلاف قوانین اجتماعی و اخلاقیست، منتشر نخواهد شد.

* نكته: نظرات اعضاي سايت كه به حسابشان وارد شده باشند، بدون نياز به تاييد منتشر خواهد شد.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لینکستان