ورود ثبت

ورود به حساب کاربری خود

نام كاربري *
رمز عبور *
من را به خاطر داشته باش

ساخت يك حساب كاربري

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده مورد نیاز است.
نام *
نام كاربري *
رمز عبور *
تكرار رمز عبور *
ايميل *
تكرار ايميل *
كپچا *

رمضان و عيد فطر بالاجاده

به نام او كه راحت روح است و مفتاح فتوح ...

اگر مشتري دائم ما باشيد مطلب خواندني آقاي جوادي رو كه در مورد ماه رمضان دوره هاي گذشته بود ، حتما خونديد.اما تو اين مطلب قصد دارم آيين و سنت هاي بالاجاده (قديم) رو در ماه مبارك رمضان و عيد سعيد فطر بيان كنم.

به نام او كه راحت روح است و مفتاح فتوح ...

اگر مشتري دائم ما باشيد مطلب خواندني آقاي جوادي رو كه در مورد ماه رمضان دوره هاي گذشته بود ، حتما خونديد.اما تو اين مطلب قصد دارم آيين و سنت هاي بالاجاده (قديم) رو در ماه مبارك رمضان و عيد سعيد فطر بيان كنم.

ماه مبارك رمضان كه سراسر نور و رحمت است براي بندگان خدا در بالاجاده كردكوي حال و هوايي به خصوص دارد. مخصوصا در دهه هاي گذشته كه سنت هاي ديرين ما پابرجا بوده است. بگذاريد از اين جا شروع كنم،‌ وقتي در كوچه و خيابان بر روي حلب ( چلك محلي ) مي كوبيدند تا اهالي را براي سحر بيدار كنند، درود مي فرستادند بر آنكه آنها را براي صرف سحري بيدار ميكرد. آري اين يك رسم بود در سورم سرا ، رسمي كه هنوز رد پايش از خاطرات كودكان آن دوران پاك نشده - حتي كودكان آن زمان هم صوت دلنشين كربلايي اسماعيل شهرياري را كه بر بالاي ساختمان دو طبقه خويش دعاي سحر را زمزمه ميكرد ، به ياد دارند . زمزمه اي كه بالا تا پايين محل را عطر افشاني ميكرد. عزيز الله رضايان، ابوالقاسم فرخي، ملا عبدالله زماني، هادي تجري و همه موذناني كه نامشان در اين تارنما نيامده، كودكان و نوجوانان ديروز خوب يادشان هست كه چطور پدران و مادرانشان با صوت اذان شما دست از سحر خوردن مي كشيدند و به عشقبازي با خدا مي نشستند . مردان آسماني، دوستان خدا، آري با شما هستم انفاق كنندگان. ميدانم كه نمي خواستيد كسي بفهمد كه شما ناشناس سحري و افطاري نيازمندان را به درب منزلشان مي برديد تا آنها هم بتوانند از اين ماه باران قدري خود را بخيسانند ، ميدانم ميدانم كه نميخواستيد اما كودكان و نوجوانان شما هوشيار بودند و گفتند كه اين قصه يك آيين بود در ديارشان.

نونهالان ديروز مي گويند برايمان،‌ كه چه لذتي داشت آن شب هايي كه والدينشان  در خانه خود  افطاري مي دادند براي امواتشان تا شايد ذره اي هم آنها از اين خوان پر بركت رمضان بهره اي بگيرند. آنها مي گويند كه آن شب ها ما خوشحال و شاد خوان نعمت پروردگار را مي گسترديم به مدد والدين و حتي بعضي ها مي گفتند كه ما سحري را هم دعوتي داشتيم و عين همان افطاري ها ، مراسم پر بود از صداي بال ملائك.

گفتم صداي بال ملائك ،‌نميدانم شما هم ميشنويد؟! مي شنويد صوت ترتيل روزه داران جلسه ختم قران را كه دل را جلا مي دهد و گوش را با صداي بال ملائك آشنا ميكند؟

اما اين را بگويم كه باز همين نوجوانان مي گويند كه ما در بالاجاده رسم داشتيم شب هاي احياء را هر چه پر شورتر برگزار كنيم و اين نيايش 1000 ماهه را از دست ندهيم. چه آهي مي كشند كودكان و جوانان ديروز وقتي مي گويند مراسم احياء در خانه سيد ها و در مسجد قديمي جامع روستا كه الان بدون استفاده قرار گرفته است و قدمتي 100 ساله دارد، برگزار مي شد. آري بايد هم به آن روز ها قبطه خورد، روزهايي كه عالم و مجتهد والا مقامي همچون آيت الله العضمي حاج شيخ حسن مهدوي قرآن را بر سر مي گرفت  و نواهاي سحر آميز ايشان مرواريد هاي اشك را از چشمانتان روان مي ساخت.

راستي نوجوانان ديروز!! عيد فطر هم يادتان هست؟؟‌ عيدي كه به روايت برادران قائمي در صفحه 441 سورم سرا :‌((  مردم در غروب آخرين روز ماه رمضان،‌ پشت بام ها مي رفتند و با رويت هلال ماه شوال پي به پايان ماه رمضان و آغاز ماه شوال مي بردند و اگر بر اثر عوامل جوي ماه رويت نمي شد براي احتياط طبق معمول،‌ سحري خورده و روزه گرفته تا از مناطق ديگر، رويت هلال ماه به آنها اعلام شود و در روز عيد فطر پس از صرف صبحانه،‌ مردان براي اقامه نماز عيد فطر به سوي تكيه رفته و در حياط آن نماز برگزار مي كردند.)) يادتان هست كه هر خانواده اي  ناهارشان را مي گرفتند و رهسپار مزار مردگان و زيارت امام زادگان اطراف مي شدند؟ آري يادتان  هست امام زاده سبزه پوش يا همان معصوم زاده و يا امام زاده روشن آباد... يادتان هست فطريه را همان صبح علي الطلوع حساب مي كردند و مي گذاشتند كنار؟  يادتان هست كفاره روز هايي كه از نعمت روزه بي بهره بودند را هم همان روز ميدادند تا مبادا از يادشان پر بكشد حساب و كتاب اعمالشان؟؟ حتما يادتان هست. ميدانم اين سنت ها حداقل از ياد شما ها كه سالها خاطره داريد با آنها و سالها سرود زندگي را با نت آنها نواختيد ، نرفته است.

مي دانم حالا هم كه زياد در بند بعضي از اين چيز ها نيستيد به خاطر گرد و غبار زمانه است كه چرخ دنده هاي ساعت عقربه اي را باز ايستانده . اما هر چه بود و هست مهم آن بود كه لختي در فضاي ملكوتي رمضان سفر كنيم و ياد پروردگار را در دل زنده كنيم و الا اينها كه گذشته و ما هم كه زياد دربند اينها نيستيم- شب قدر ما،‌ محافل ختم قرآن ما،‌ نماز ما همه اين عبادات ما شده است از جنس پلاستيك و انفرادي ... اصلا ولش كن بگذار لحظه اي هم كه شده در همان حس و حال بمانيم و بگرييم. فقط اگر حال و هوايت در اين لحاظات پر كشيد و هم بال ملائك شد ما را هم از دعاي خيرت محروم مساز- لحظات به كام  عبادات مقبول - يا علي

نوشتن دیدگاه

1- لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
2- نظراتی را که حاوی توهین یا خلاف قوانین اجتماعی و اخلاقیست، منتشر نخواهد شد.

* نكته: نظرات اعضاي سايت كه به حسابشان وارد شده باشند، بدون نياز به تاييد منتشر خواهد شد.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لینکستان