ورود ثبت

ورود به حساب کاربری خود

نام كاربري *
رمز عبور *
من را به خاطر داشته باش

ساخت يك حساب كاربري

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده مورد نیاز است.
نام *
نام كاربري *
رمز عبور *
تكرار رمز عبور *
ايميل *
تكرار ايميل *
كپچا *

آخرین وداع با حسن سیاه - قسمت اول

سید خیل اخر روستا بود . بعد از سید خیل چند خانه جدید بود .منزل شیخ صفرعلی شهواری و بعد علی اکبر ناصری که برای مدرسه رادکان اجاره داده بود بعد قائمی خیل و... پسر حاج سید حسین , حاج جلال اخر ابادی خانه ساخته بود و بعدش پوش تپه بود و کوزه گری و سفال گری در زمین حاج میر زکریا و زمینهای کشاوزری سادات و بعد سنگ چین که کومه دشتبانی بود انار رکم و لنبک و کال نور و زمین های پایین دست هم نور دله. نور یا ناور اب بندان را می گفتن و زمینهای زیر حدش نور دله خوانده می شدند گت نوردله یعنی نور دله بزرگ و خورد نوردله یعنی نوردله کوچیک از نوردله هم یک را بسمت خرس کشی میرفت و یک راه بسمت بانکلاته که به پایین بانکلاته یا بالا بانکلاته میرسید...

سید خیل اخر روستا بود . بعد از سید خیل چند خانه جدید بود .منزل شیخ صفرعلی شهواری و بعد علی اکبر ناصری که برای مدرسه رادکان اجاره داده بود بعد قائمی خیل و... پسر حاج سید حسین , حاج جلال اخر ابادی خانه ساخته بود و بعدش پوش تپه بود و کوزه گری و سفال گری در زمین حاج میر زکریا و زمینهای کشاوزری سادات و بعد سنگ چین که کومه دشتبانی بود انار رکم و لنبک و کال نور و زمین های پایین دست هم نور دله. نور یا ناور اب بندان را می گفتن و زمینهای زیر حدش نور دله خوانده می شدند گت نوردله یعنی نور دله بزرگ و خورد نوردله یعنی نوردله کوچیک از نوردله هم یک را بسمت خرس کشی میرفت و یک راه بسمت بانکلاته که به پایین بانکلاته یا بالا بانکلاته میرسید....

خانواده نورمحمدی ها کلا گالش بودن چه نورمحمدیهای پایین محله چه نورمحمدیهای بالا محله که فامیل هم بودند . کومه تابستانی گالشها از قره سی کول تا سیاهبند و زیر حد چکل ادامه داشت . و کومه پاییزی به جزک و خرس کشی میرسید و در هوای سرد چله کوچیک دمس ها و گوکها را به نوردله می اوردند. صفرعلی نورمحمدی گالش بود .مرد کوهستان و تمام دره دوکه های جنگل بالاجاده حتی منطقه جنگلی انبوه رزدله و پلنگ کرس و... مثل کف دست میشناخت . علیجان و یداله هم پسرانش بودند و کمک کار کارهای خانه ....

چند روز بود که برف می امد .اما نه پرپشت و وحشی نمه برفی میزد و روز با تابش افتاب برف ناگهان جمع میشد و تا خود جزک بالا میرفت . علیجان صبح که بیدار شد افتاب بالا امده بود واندک برف باقیمانده از ناودانها بصورت قطرات اب می چکید . خانه پایین محله انتهای روستا بود پشت سید خیل کوچه مالرو بود و خانه صفرعلی انجا واقع شده بود و پشت خانه انها محوطه و زمین کل قمر بود و زمینهای کشاورزی که به اودنگ میرسید. بخاری اتیش شده بود و اوان دله گرم بود سفره صبحانه پهن شد سرشیر و کره و انجیر دشو وتقسیم کار سر سفره به عمل امد .صفرعلی خانه می ماند و هیزم میشکست و به گاوهای ماده که ابستن بودند میرسید نزدیک بهار بود و چند وقت دیگه گوساله های جدیدی به گله اضافه میشدندو علیجان به جنگل میرفت برا هیمه و یداله دوباره به نوردله میرفت . بنه نیاز داشت که همیشه دو سه نفر انجا باشند...

دو برادر بدقت پاتو را به پایشان پیچیدند پاتو شال بلند پشمی بود قرمز وزرد وسیاه رنگ . زنان یزدی خیل و سید خیل می بافتند گرم بود و بدقت روی جوراب پشمی دور پا پیچیده می شد تا زیر زانو و با نخ ان را گره می زدن و محکم می کردند بعد کاله چرم را رویش می پوشیدند و پا در هر برفی از سرما زدگی مصون می ماند ...علیجان با دقت پالان را پشت الاغ انداخت و تنگ را از زیر شکم کشید و محکم کرد بعد خورجین را روی پالان اداخت و بقچه ای که مادر داد ودر ان چای خشک و گرده ای نان و تیکه ای پنیر و پارچ و چای و کبریت بود داخل خورجین گذاشت.تبر را هم از پشت وسط پالان محکم کرد بطوریکه فقط قسمتی از دسته بیرون ماند و بعد دنگا له را روی خورجین انداخت. هر دنگا له دو چوب وی شکل از کندس یا ولیک بود که با طناب بهم وصل می شدند و زمانی که دو دنگاله کنار هم قرار می گرفت الاغ اماده حمل هیزم بود هیزمها را از پایین داخل دنگاله می چیدند تا به پالان برسند بعد روی پالان هیزم می گذاشتند و با کارکش که طنابی محکم بود هیزم را محکم می کردند.دنگاله که انداخته شد دوبرادر سوار الاغ شدند و از کلند که پدر باز کرده بود گذشتند .اسپه گوش سگ گله هم با شادی جلو الاغ میدوید .اون دورها روی تارستان لکه های ابر سیاه دیده میشد و سوز بادی که از درازنو سرازیر میشد و از روی برفهای چکل و تمام جنگل عبور می کرد گونه را میبرید. دوبرادر کامشی کلاه خود را تا زیر گوشها کشیدند و با شال دور دهان را بستن...

ادامه دارد...

دیدگاه‌ها   

 
0 #1 علی خانی 1393-08-17 20:27
خیلی جالبه لطفا بقیشو بذارید منتظرم :-)
نقل قول کردن
 

نوشتن دیدگاه

1- لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
2- نظراتی را که حاوی توهین یا خلاف قوانین اجتماعی و اخلاقیست، منتشر نخواهد شد.

* نكته: نظرات اعضاي سايت كه به حسابشان وارد شده باشند، بدون نياز به تاييد منتشر خواهد شد.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لینکستان