ورود ثبت

ورود به حساب کاربری خود

نام كاربري *
رمز عبور *
من را به خاطر داشته باش

ساخت يك حساب كاربري

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده مورد نیاز است.
نام *
نام كاربري *
رمز عبور *
تكرار رمز عبور *
ايميل *
تكرار ايميل *
كپچا *

رنج، این سرنوشت پسرک تنهای خندان است!

عمو مراد بیداری؟ نیمه شب است و من هنوز بیدارم. یادت می آید که از دردها و غم های خود می گفتم تو می شنیدی و با چشمان تر می خندیدی؟ شاید هم گهگاهی پیش تو مسخ می شدم، اما خود می دانم که آنچه می گویم درد است و نه قصه! چند ساعتی می گذرد از گردش من در روستا والان بعد یک دوش حسابی پای اینترنت نشسته ام و برایت می نویسم. امشب در راه بازگشت به خانه او را می بینم که با حالتی ترسان و لرزان با دوچرخه اش و پلاستیک پر از غذا در گوشه ای از خیابان نشسته بود.  طفلک که چیزی برای از دست دادن ندارد جز نفسی که بی خود و بی جهت در رفت و آمد است.

 

http://www.balajadeh.ir/images/upload/content/inward/balajadeh/farhang_honar/dastanha-bavarha/fardin_blj.jpgعمو مراد بیداری؟ نیمه شب است و من هنوز بیدارم. یادت می آید که از دردها و غم های خود می گفتم تو می شنیدی و با چشمان تر می خندیدی؟ شاید هم گهگاهی پیش تو مسخ می شدم، اما خود می دانم که آنچه می گویم درد است و نه قصه! چند ساعتی می گذرد از گردش من در روستا والان بعد یک دوش حسابی پای اینترنت نشسته ام و برایت می نویسم. امشب در راه بازگشت به خانه او را می بینم که با حالتی ترسان و لرزان با دوچرخه اش و پلاستیک پر از غذا در گوشه ای از خیابان نشسته بود، طفلک که چیزی برای از دست دادن ندارد جز نفسی که بی خود و بی جهت در رفت و آمد است. شاید کمتر او را دوست داشته باشند و شاید خیلی ها به خاطر طایفه اش و وضع ظاهرش او را به حساب نیاورند اما او برایش مهم نیست. او برای خود سمبلی از عشق به نام پدر ساخته و برایش هر کاری می کند. پسرک در خانواده ای کاملا زیر خط فقر و شاید هم روی خط بقا زندگی می کند و تو نمی دانی و من می دانم که چه می کشد از پدری سنگدل و بی شرافت. شجاع کوچکی که دیدنش مرا یاد شجاعت بزرگان تاریخ می اندازد، او صبح علی الطلوع مسیری 4 کیلومتری را با دوچرخه اش طی می کند! به سرت نزند که او سوار دوچرخه می رود! نه! او هم را می رود و هم دوچرخه اش را راه می برد و گاهی هم با دهانش صدای موتور و وسایل نقلیه را زیبا تقليد می کند، خلاصه او عشق می کند با این ابوقراضه جفت چرخ پنچرش.

نزدیکش شدم و دیدم مثل تلفن همراه در حال لرزیدن است و شیرین می خندد. از او پرسیدم: "اینجایی؟ پیش بابات نمی ری؟" جواب محکمی داد و گفت: "نه، همینجا می مانم". نگاهی به پلاستیکش کردم و از او پرسیدم که چرا این غذاها را نمی خوری؟ جواب داد: "برای پدرم می برم". می بینی؟ دنیای تضادها این است عمو؛ پسر، پدر را دوست دارد ولی پدر نه! چقدر می توانی معنای واقعی بی انصافی را این چنین تحمل کنی؟ گاهی اوقات می خندم نه به خاطر او بلکه به خاطر پدر بی عرضه ای که توان نگهداری خود را ندارد چه برسد به فرزندش. من بارها دیدم که او چطور با حالتی گریان و ملتمسانه منت پدر را برای کنار او ماندن می کشد آن هم به قیمت تحمل هر نوع سختی عذاب آور یا راست می گویم یا چشمانم در اشتباه بود.

نشد کنارش باشم به قول محمد که "قصد مصاحبه نداشت" یا شایدم از حوصله اش خارج بودم و خلوتش را به هم زده بودم و یا شایدم خسته بود. با او خداحافظی کردم به سمت خانه روانه شدم و با هزاران فکر که؛ واقعا آینده او چه می شود؟ او بازیگر بازی چندش آوری ست که نمی توانی تنها نظاره گرش باشی. یا باید بازی کنی یا بازی را بهم بریزی. یعنی گیرم آخرش چه؟ جفتمان از بین می رویم با این فرق که عکس من با روبان مشکی و با مراسم تشییع ولی او حتی بی عکس و مراسم تشییع و با این شباهت که جفتمان فسیل می شویم و باستان شناسی کوشا ما را به عنوان گونه ای سخت پوست شناسایی می کند. اما درد من خفت الان اوست. درد الان اوست. من در آرامش و او در پالایش، عجب بیزارم از این زندگی! یعنی خدا خوشش می آید که پدر لامروتش این چنین قوانین را دنده عقب اجرا کند؟! من می دانم داری خنده ای تر می کنی عمو! ولی بدان درد پسرک برای او شیرین است نگرانش نباش. می دانی، خیلی دوست دارم مثل او باشم، نه از نظر بهداشت جسمی، نه از نظر وضع مادی، نه از نظر ندیدن محبت، نه از نظر محروم بودن از بنیان گرم خانواده، نه از نظر ذره ای احترام. فقط دوست دارم ذره ای از تلاش، پشتکار و اميد فردین، پسرک تنهای خندان را داشته باشم.

عمو، تو چه حسي نسبت به او داري؟ برايم بگو...

 

خوشبختانه پس از انتشار اين مطلب مطلع شديم كه با پيگيري برخي اهالي دلسوز روستا، فردين به بهزيستي معرفي و سپرده شد. اميدواريم كه آن مكان نقطه اي براي پيشرفت و موفقيت او باشد. از جناب آقاي سهيل باقري و خانم رحماني دهيار روستاي بالاجاده به خاطر پيگيري ها و زحمتشان ممنونيم.

نوشتن دیدگاه

1- لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
2- نظراتی را که حاوی توهین یا خلاف قوانین اجتماعی و اخلاقیست، منتشر نخواهد شد.

* نكته: نظرات اعضاي سايت كه به حسابشان وارد شده باشند، بدون نياز به تاييد منتشر خواهد شد.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لینکستان