ورود ثبت

ورود به حساب کاربری خود

نام كاربري *
رمز عبور *
من را به خاطر داشته باش

ساخت يك حساب كاربري

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده مورد نیاز است.
نام *
نام كاربري *
رمز عبور *
تكرار رمز عبور *
ايميل *
تكرار ايميل *
كپچا *

رنج، این سرنوشت پسرک تنهای خندان است!

عمو مراد بیداری؟ نیمه شب است و من هنوز بیدارم. یادت می آید که از دردها و غم های خود می گفتم تو می شنیدی و با چشمان تر می خندیدی؟ شاید هم گهگاهی پیش تو مسخ می شدم، اما خود می دان...

مطالعه بیشتر...

خاطرات چوپاني نصرت در دهه 60

نورعلی زمانی (حاج عباسعلی) سه تا سگ قوی هیکل به نام های پلنگ.کات و ماچه داشت.این سگ ها در حمله به خوک ها خیلی زرنگ بودند.در مواقع مناسب (روزهای برفی و ...) سگها را می بردند به منطقه جنگلی جزک یا ... جهت شکار خوک (خوگیری)‍ از راه جزک و طاق بند و ... وارد جنگلی می شدند که دره و شیار و لم تلی (تمشکز...

مطالعه بیشتر...

خان عليه خان

حدود چند سال پيش بود نميدانم چون اصلا به دنيا نيامده بودم-اما پدرم تعريف ميكرد و حالا نيز من براي شما-استاد قربانعلي پدر بزرگ پدري بنده بودند كه در دوران جواني به بالاجاده مهاجرت كرده بود. طبق توضيحات پدرم در محل خانه فعلي عبدالله شهرياري و خانه فعلي خودمان ، استاقربانعلي دو دستگاه خانه داشت كه  ...

مطالعه بیشتر...

لینکستان