ورود ثبت

ورود به حساب کاربری خود

نام كاربري *
رمز عبور *
من را به خاطر داشته باش

ساخت يك حساب كاربري

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده مورد نیاز است.
نام *
نام كاربري *
رمز عبور *
تكرار رمز عبور *
ايميل *
تكرار ايميل *
كپچا *

فرهنگ لغات محلی - الف

زبان اولین و مهمترین وسیله برقراری ارتباط میان انسان ها به شمار می آید - لذا برای ارتباط با اقوام و مردم هر خطه بایستی با زبان و گویش آن منطقه آشنا بود-زبان محلی که در بالاجاده با آن تکلم می کنند زبانی شیرین و در عین حال ساده ترین و نزدیکترین زبان به زبان فارسی و رسمی کشورمان می باشد .در این جا ما قصد داریم واژگان محلی را به ترتیب حروف الفبا گردآوری کنیم تا همگان با این زبان یا ...

زبان اولین و مهمترین وسیله برقراری ارتباط میان انسان ها به شمار می آید - لذا برای ارتباط با اقوام و مردم هر خطه بایستی با زبان و گویش آن منطقه آشنا بود-زبان محلی که در بالاجاده با آن تکلم می کنند زبانی شیرین و در عین حال ساده ترین و نزدیکترین زبان به زبان فارسی و رسمی کشورمان می باشد .

در این جا ما قصد داریم واژگان محلی را به ترتیب حروف الفبا گردآوری کنیم تا همگان با این زبان یا بهتر است بگویم گویش شیرین آشنا شوند لذا از تمامی عزیزانی که به داشتن واژه نامه ای کامل از زبان محلی بالاجاده راغب اند تقاضا میکنیم که در تکمیل تمامی حروف به ما کمک کنند-با تشکر

حرف الف :

واژه

آوانما

معنی(معانی)

آبچک

abchek

1-قطراتی که از سقف چکد

2-آن قسمت از سطح زمین که آب ناودان بر آن ریزد

آبشله

abshele

شربتی با رب انار و ... افشره

آ بلارم

a-belarem

قربانت شوم

آتشک

ateshek

سفلیس

آجیر

ajir

آگاه-متوجه-بهوش آمده-حواس جمع

آتشی

ateshi

فرد عصبانی-عصبانی

آرا

ara

آرایش

آرنه(آرینه)

Arene(arine)

آینه

آروس

arous

عروس

آریه(ارت)

Areye(eret)

امانت-عاریت

آش و لاش

Ash- o- lash

له شده-له

آکسی(آکاسی)

Akesi(akasi)

مه-ابر غلیظ نزدیک به زمین همراه با باران

آلش دگش

Alesh dagesh

مبادله-بده بستان-معاوضه

آوستن(آبستن)

Avesten(abesten)

باردار-حامله

آیش(نسق)

Ayesh(nasegh)

شالیزار

اپرس اله مار

Après alemar

خس و خاشاک

اپوس

apous

اخمو-عبوس

اتّا کاردن

Atta karden

سرک کشیدن-دید زدن

اتخل

atkhel

کاری را بدون قصد انجام دادن-کار بی هدف-از روی شکم سیری کار کردن

اُج

oj

غرور

اُحلوا

o-helva

مرهمی از خمیر و روغن که آن را بجوشانند و جهت التیام گلو بر آن ببندند

ادی

adi

بعد-بعد از این

اردشیر بادو

Ardeshir-e-bado

چشمه ای در جنوب روستای النگ و شمال غربی بالاجاده

ارقج

arghej

محوطه ای رو باز برای نگهداری گاو ، اسب و الاغ

ارمان

arman

آرزو

اری

Ari

آرواره-لثه

اُزر

ozer

نسیم باد صبحگاهی

اسبه

esbe

سفید-سپید

اسبه میم

Esbe-mim

موم سفید زنبور عسل

استقان(استحان)

Esteghan(estehan)

استخوان

اَستِل

astel

مرداب،آبگیر،جایی که گل و لای زیادی دارد

اِشکم

eshkem

شکم

اشکم لقد

Eshkem-laghed

1-سرزنش

2-لگدی که به شکم بزنند

اشنفه

ashnefe

عطسه

اَلب

Alb

درخشش-آذرخش-برق لحظه ای

امال

emal

سست-لق-ناتوان-صفتی برای آسیب شدید دیدن

امبست

ambest

پرپشت-انبوه-زراعت پرپشت

انده

ande

1- دنده بدن

2- یکی از نشانه های کثرت به معنی اینقدر

مثال : انده حرف بزوئه که نئو(اینقدر حرف زد که نگو)

اُزار

ozar

1-آزار و اذیت

2-مرض و بیماری

اُزار بَییت

ozar baeit

مرض و بیماری بگیری

یا(مرض و بیماری گرفته)

الو

alo

زیاد شدن شعله آتش

منبع:

  • قائمی، کریم الله، قائمی، مرحوم جمشید، سورم سرا، انتشارات فکرت، چاپ اول، 1378، فصل اول

نوشتن دیدگاه

1- لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
2- نظراتی را که حاوی توهین یا خلاف قوانین اجتماعی و اخلاقیست، منتشر نخواهد شد.

* نكته: نظرات اعضاي سايت كه به حسابشان وارد شده باشند، بدون نياز به تاييد منتشر خواهد شد.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لینکستان