ورود ثبت

ورود به حساب کاربری خود

نام كاربري *
رمز عبور *
من را به خاطر داشته باش

ساخت يك حساب كاربري

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده مورد نیاز است.
نام *
نام كاربري *
رمز عبور *
تكرار رمز عبور *
ايميل *
تكرار ايميل *
كپچا *

بالاجاده از زبان لغت نامه ي دهخدا

بالاجاده . [ دَ / دِ ] (اِخ )از دیه های سدن رستاق مازندران . (از ترجمه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 168). و در فرهنگ جغرافیایی آمده است : دهیست از دهستان سدن رستاق بخش کردکوی شهرستان گرگان که در 7 هزارگزی جنوب خاوری کرد کوی و 3 هزارگزی جنوب شوسه ٔ کردکوی بگرگان در دامنه واقع شده است . ناحیه ایست دارای آب و هوای معتدل مرطوب و 2430 تن سکنه دارد ...

بالاجاده . [ دَ / دِ ] (اِخ )از دیه های سدن رستاق مازندران . (از ترجمه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 168). و در فرهنگ جغرافیایی آمده است : دهیست از دهستان سدن رستاق بخش کردکوی شهرستان گرگان که در 7 هزارگزی جنوب خاوری کرد کوی و 3 هزارگزی جنوب شوسه ٔ کردکوی بگرگان در دامنه واقع شده است . ناحیه ایست دارای آب و هوای معتدل مرطوب و 2430 تن سکنه دارد  آب آنجا از قنات و رودخانه تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن برنج و غلات و حبوبات و توتون سیگارو شغل مردانش زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان شال و کرباس بافی است . زارعین آن در اراضی النگه و کردکوی زراعت میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3)

لینک اصلی مطلب در سایت لغت نامه دهخدا

نوشتن دیدگاه

1- لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
2- نظراتی را که حاوی توهین یا خلاف قوانین اجتماعی و اخلاقیست، منتشر نخواهد شد.

* نكته: نظرات اعضاي سايت كه به حسابشان وارد شده باشند، بدون نياز به تاييد منتشر خواهد شد.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لینکستان